على دوانى

62

سيد رضى مؤلف نهج البلاغه ( فارسى )

به صورت ضرب المثل در آمده اينست : أ رأيت من حملوا على الاعواد ؟ * أ رأيت كيف خباء ضياء النادى ؟ يعنى : آيا مىدانيد چه كسى را بر اين چوبها ( تابوت ) حمل مىكنند ؟ - آيا مىدانيد چگونه چراغ محفل ما خاموش شد ؟ ! مردم ( گويا اهل تسنن ) او را سرزنش كردند كه شخصى مانند شريف رضى از دودمان پيغمبر ، كسى چون ابو اسحاق صابى كافر را مرثيت مىگويد ، و از فقدان او مىنالد . ولى سيد رضى گفت : من فضل و كمال او را ستودم نه بدنش را . عجب‌تر اين كه هر وقت سيد رضى از كنار مقابر « شونيزه » كه ابو اسحاق در آنجا مدفون بود عبور مىكرد ، چون به مدفن وى مىرسيد پياده مىشد و تا از برابر مدفن او نمىگذشت ، سوار نمىشد ! در سال 393 كه گذارش بر مقابر شونيزه افتاد و قبر ابو اسحاق را ديد ، از نو قطعه‌اى در مرثيت او گفت كه مطلعش اينست : لو لا يذم الركب عندك موقفى * حييت قبرك يا ابا اسحاق يعنى : اگر كاروانيان توقف مرا در نزد تو نكوهش نمىكردند ، اى ابو اسحاق ! با صداى بلند بر قبرت سلام مىكردم ! شاپور بن اردشير شاپور بن اردشير در بغداد از همعصران سيد رضى بوده ، و با وى مراوده داشته است . شاپور بن اردشير وزيرى با تدبير و در تشيع قدمى راسخ داشت . از جمله كارهاى خير او در دولت شيعى آل بويه در بغداد ، تأسيس كتابخانه‌اى عمومى مشتمل بر انواع كتابها در جميع علوم و فنون و فرهنگ اسلامى به خصوص آثار دانشمندان شيعه و مآثر اهل بيت عصمت و طهارت و امامان خاندان پيغمبر عليهم السلام بود . شاپور بن اردشير ، اين كتابخانهء گرانقدر را بيشتر به منظور استفادهء دانشمندان و افراد با سواد شيعه تأسيس نمود كه از نفيس ترين كتابخانه‌هاى آن روز بود . ابو الفرج ابن جوزى مىنويسد : « شاپور بن اردشير سه بار به وزارت بهاء الدولهء ديلمى پسر عضد الدوله رسيد . نويسنده‌اى زبردست بود . خانه‌اى در سال 381 ه - خريدارى كرد . و آن را به صورت كتابخانه‌اى شامل تمامى رشته‌هاى علمى در آورد ، و آن را « دار العلم » ناميد . بيش از ده هزار